تبليغاتX
پستو

پستو

نماينده مديران مسوول نشريات دانشگاهي دانشگاه شيراز در كميته ناظر بر نشريات دانشگاهي اين دانشگاه با انتقاد از روند تدوين دستورالعمل اجرايي جديد نشريات دانشگاهي، اقدام به تصويب و ابلاغ دستورالعمل جديد را نقض صريح ماده 5 ضوابط ناظر دانست، گفت: در ضوابط ناظر بر فعاليت نشريات دانشگاهي، براي اصلاح دستورالعمل اجرايي آن ضوابط، نه در ماده 5 و نه درساير مواد، هيچ‌گونه پيش‌بيني صورت نگرفته است.

سينا بني زماني در گفت‌وگو با خبرنگار صنفي آموزشي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، گفت: طبق ماده 5 ضوابط ناظر بر فعاليت نشريات دانشگاهي مصوب شوراي عالي انقلاب فرهنگي مورخ 26 خرداد سال 83 ، شورايي متشکل از شوراهاي مركزي ناظر وزارتخانه‌هاي علوم و بهداشت و دانشگاه آزاد اسلامي موظف شدند كه دستورالعمل اجرايي نشريات دانشگاهي را مطابق با اين ضوابط در محل دبيرخانه شوراي عالي انقلاب فرهنگي به تصويب رسانده و به دانشگاه‌ها ابلاغ كنند.

وي با اشاره به اينكه جلسه مشترك مورد نظر در 14 ارديبهشت ماه 84 دستورالعمل اجرايي را به تصويب رسانيد، افزود: اين دستورالعمل هفتم شهريور ماه سال 84 از سوي دكتر واشقاني فراهاني، مشاور وقت وزيرعلوم و مديركل دفتر وزارتي وزارت علوم به دانشگاه‌ها و پژوهشگاه‌ها ابلاغ شد اما در تاريخ 27 شهريور سال 86 دكتر طالبيان مشاور ارشد وزيرعلوم دستورالعمل اجرايي جديدي را با استناد به ماده 5 ضوابط ناظر بر نشريات دانشگاهي ابلاغ كرد.

مدير مسوول نشريه دانشجويي آوا عنوان كرد: ماده 5 ضوابط ناظر بر نشريات دانشگاهي مقرر كرده است كه دستورالعمل اجرايي ضوابط با محتوا و شكل واحد در جلسه مشترك شوراهاي مركزي ناظر بر نشريات دانشگاهي وزارتخانه‌هاي علوم و بهداشت و همين طور دانشگاه آزاد اسلامي در محل دبير خانه ‌شوراي عالي انقلاب فرهنگي و به مدت 2 ماه به تصويب نهايي برسد وپس از ابلاغ از سوي وزير يا رييس دستگاه متبوع لازم الاجراست.

بني زماني اقدام به تصويب و ابلاغ دستورالعمل جديد را نقض صريح ماده 5 ضوابط ناظر دانست و خاطر نشان كرد: در دستورالعمل مصوب چهاردهم ارديبهشت ماه 84 هيچ پيش بيني براي اصلاح آن نه در اين ماده و نه در ساير مواد ضوابط ناظر بر نشريات دانشگاهي صورت نگرفته است.

وي با تاكيد براينكه تنها راه اصلاح دستور العمل اجرايي، تصويب ماده واحده‌اي براي اصلاحيه دستورالعمل اجرايي از سوي شوراي عالي انقلاب فرهنگي است، گفت: اين در حالي است كه در نامه ابلاغيه دستور العمل اصلاح شده از سوي دكتر طالبيان به همين ماده 5 استناد شده است.

نماينده مديران مسوول نشريات دانشگاهي دانشگاه شيراز در كميته‌ناظر بر نشريات دانشگاهي،عنوان كرد: همچنان که در ماده 5 مشهود است مرجع تصويب دستورالعمل اجرايي، شورايي مركب از شوراهاي مركزي وزارتخانه‌هاي علوم و بهداشت و دانشگاه آزاد است و در دستورالعمل مصوب 14 ارديبهشت 84 نيز اين موضوع رعايت شده و تمام صفحات از سوي آنها امضا شده و در پايان آن نيز 9 نفر از اعضا دستورالعمل را امضا كرده‌اند در حالي كه در زير صفحات دستورالعمل جديد 2 امضاي بي‌نام وجود دارد و البته دستور العمل در سربرگي با آرم وزارتخانه‌ها است كه طي آن نقض صريح ضوابط ناظر مشهود است.

وي مدعي شد: نماينده دانشگاه آزاد اسلامي تصويب اين دستورالعمل را تاييد نكرده است و تنها در ماده آخر آن با استناد به ماده 5 ضوابط ناظر از حضور شوراي مركزي ناظر دانشگاه آزاد در جلسه ياد شده است اما امضا و نشاني از دانشگاه آزاد ديده نمي‌شود. ضمن اينكه محل درج تاريخ تصويب دستورالعمل نيز در صفحات سربرگ خالي است، با اتكاي به اين استدلالات، دستورالعمل اجرايي جديد ضوابط ناظر بر فعاليت نشريات دانشگاهي باطل، بلا اثر و كان لم يكن است.

مهلت تامين محلي مناسب براي توزيع نشريات در دانشگاهها معلوم نيست

بني زماني به تبصره 6 ماده يك دستور العمل جديد نشريات دانشگاه‌ها اشاره كرد و گفت: اين ماده دانشگاه‌ها را موظف به تعيين محل مناسب (ميز) براي توزيع نشريات دانشگاهي كرده است كه اين اقدام خوبي براي ساماندهي توزيع نشريات است و احتمال برخورد‌هاي غير قانوني با توزيع نشريات قانوني كم مي‌شود.

وي درعين حال با بيان اينكه مهلت تامين محلي مناسب براي توزيع نشريات كه به عنوان وظيفه دانشگاهها از آن ياد شده معلوم نيست، گفت: تا زمان تعيين اين مكان ها چگونگي توزيع نشريات مشخص نشده است و زيان‌اصلي اين ايراد هم متوجه نشريات مستقل است، چرا که فروش نشريات اشخاص حقوقي در دفتر آن ها مجاز شمرده شده است.

تعيين زمان تشكيل جلسه ويژه‌اي به صورت فوق‌العاده و فوري سليقه‌ايست

وي به ماده 5 دستور العمل مبني بر برگزاري جلسات كميته ناظر بر نشريات دانشگاهي به صورت ماهيانه يك بار اشاره كرد و افزود: تبصره 3 همين ماده با بياني غير حقوقي مقرر كرده كه "در موارد خاص بنا به نظر رييس كميته، جلسه ويژه‌ مي‌تواند با دعوت شفاهي يا كتبي وي از اعضاي جلسه و بدون در نظر گرفتن ارسال دعوتنامه معقول به صورت فوق‌العاده و فوري (حتي در همان روز ) تشكيل شود."

بني زماني به رويه‌حاكم بر كميته هاي ناظر بر نشريات دانشگاهي و وظايف اين كميته اشاره كرد و گفت: حتي 2 جلسه در ماه نيز كفاف رسيدگي به امور مربوطه را نخواهد داد.

وي با اشاره به تبصره 3 ماده 5 آيين‌نامه جديد تصريح كرد: بر اساس اين ماده، رييس كميته "در موارد خاص" مي‌تواند جلسه ويژه‌اي به صورت فوق‌العاده و فوري (حتي در همان روز) تشكيل دهد اما از آنجا كه هيچ مشخصه‌اي براي اين موارد خاص بيان نشده و تشخيص آن صرفا به عهده سليقه رييس كميته است، او مي‌تواند هر وقت كه لازم ديد جلسات ويژه را تشكيل دهد و هيچ اجبار و الزامي در اين زمينه وجود ندارد همچنان كه دستور العمل هيچ معياري براي تشخيص نياز به تشكيل جلسات ويژه ارايه نداده است.

انتقاد از حدنصاب رسيدن جلسه كميته با حضور 3 تن از 9 عضو

بني زماني با اشاره به اشكال ديگر دستورالعمل جديد، اظهار كرد: بر اساس اين دستورالعمل اگرچه كميته 9 عضو دارد، با اين حال جلسه با حضور تنها 3 نفر رسميت پيدا مي‌كند، در حالي كه پيش از اين اعضا 7 نفر بودند و جلسه با حداقل 5 نفر رسميت داشت.

وي اين حدنصاب براي رسميت جلسه را عجيب دانست و گفت: با ترتيب اتخاذ شده در اين ماده، با راي همسوي 2 عضو از اعضاي 9گانه كميته‌ي ناظر يك مصوبه قابل تصويب است.

اين دانشجوي حقوق دانشگاه شيراز به بند 2 ماده 6 آيين نامه جديد كه "نظارت بر عملكرد نشريات دانشگاهي و تذكر اوليه در صورت لزوم" است نيز اشاره كرد و افزود: اين ماده موارد لزوم تذكر را مشخص نكرده و نيز طريقه دادن تذكر مثلا كتبي باشد يا شفاهي تعيين نشده است، نيز نه در اين ماده نه در ساير مواد، هيچ اثر حقوقي بر اين تذکر مترتب نمي گردد و لذا بيهوده است. تنها برداشتي که از اين تذکر مي توان نمود، تصور آن به عنوان توصيه اي اخلاقي است که البته هنجارهاي اخلاقي، محلي در بين قواعد و مقررات حقوقي ندارند.

بني زماني در مورد تبصره 5 ماده 14 آيين نامه نيز، گفت: تمامي شرايط مدير مسوول براي سردبير الزامي شمرده شده است، در حالي که چون سردبير هيچ مسووليت حقوقي ندارد، قرار دادن هر شرطي براي او بلاوجه است.

به گفته وي تبصره 6 ماده يك، توزيع نشريات در خارج از مكان‌هاي تعيين شده را تخلف محسوب كرده اما در هيچ بخشي از آيين‌نامه هيچ تنبيهي براي اين تخلف تعيين نشده است.

نماينده مديران مسوول نشريات دانشگاهي دانشگاه شيراز در كميته ناظر بر نشريات دانشگاهي در رابطه با ماده 15 دستورالعمل جديد مبني بر لزوم شركت صاحب امتياز، مدير مسوول و سردبير نشريات دانشگاهي در دوره‌هاي آموزشي و دريافت گواهي پايان دوره اظهار كرد: تصويب كنندگان اين آيين نامه بايد بدانند كه پژوهشگاه‌ها، پارك‌هاي علم و فناوري و نهادهاي ديگري نيز مشمول اين مصوبات مي‌شوند و مصوبات بايد مناسب حال آنها نيز باشد اما شرايط مندرج در اين ماده را نمي‌توان از دست اندركاران نشريات علمي پژوهشي انتظار داشت.

وي اظهار عقيده نمود: يكي از مولفه هاي ضروري جهت رشد كيفي نشريات دانشگاهي، ايجاد ثبات در آيين نامه هاي مربوط به آنان است و لازمه وضع اين چنين مقرراتي داشتن نگاهي جامع، معطوف به آينده و مبتني بر اصول حقوقي است.

+ نوشته شده در  جمعه 23 آذر1386ساعت 20:2  توسط پستو  | 

 

بررسي  آفات جنبش دانشجويي

نخبه گرايي يا نخبه كشي

 

نخبه در معني عمومي آن به معني سرآمد است و اصطلاحا به افرادي اتلاق مي گردد كه در زمينه خاصي حايز تخصص و آگاهي باشند و در علوم اجتماعي سياسي  روشنفكران را بعنوان نخبگان مي خوانند.از اين حيث مي توان نخبه گرايي را توجه و تاسي به روشنفكران و نخبگان جامعه تعريف نمود. نخبه گرايي را شايد بتوان پديده اي مبارك و پسنديده بشمار آورد اما در صورت افراط در آن، مانند هر پديده ديگري ، نقيض خود را در خود پرورانده موجبات شكست جنبش هاي اجتماعي و در پي آن نا اميدي توده ها و نخبگان و در آخرين مرحله ظهور و بروز استبداد در جامعه را منجر شود. نمونه هايي از اين دست در طول تاريخ به كرات تكرار شده است ،نمومه اي از آن را مي توان در ناكامي اصلاح طلبان در انتخابات رياست جمهوري 84 جستجو كرد.

به هر روي نخبه گرايي افراطي را مي توان از مهم ترين آفات هر جنبش من جمله جنبش هاي دانشجويي دانست. زمانيكه دانشجويان ، كه قشر فرهيخته جامعه و از مهم ترين اركان طبقه متوسط بشمار مي روند وظيفه اصلي خود يعني ترجمه مفاهيم و انتقال پيام از سطح اول(روشنفكران) به سطح سوم(عموم مردم ) را فراموش نموده بيش از پيش به سطوح نخبه اجتماع نزديك شوند، و مقلدانه همچون كلاغي كه راه رفتن كبك را تقليد ميكند تحت تاثير گفتمان هاي روشنفكري قرار گيرند و دچار غامض گويي و پيچيده نويسي شوند در نتيجه توده ها و عامه مردم از درك  مسايل و مفاهيم مطرح شده توسط ايشان باز مي مانند. بعلاوه توهم "خودنخبه بيني" موجب جدايش دانشجويان از عموم و حتي جدايي دانشجويان از بدنه جنبش دانشجويي مي شود.

بدبن ترتيب هم دانشجويان و جنبش دانشجويي كاركرد خود را از دست مي دهند و هم نخبگان اجتماع در حلقه بسته خود مصور خواهند ماند. زيرا ديگر قشري كه  مترجم آنان باشد از كار افتاده است. لذا در اين حالت پيام نخبگان و روشنفكران  از حد خودشان فراتر نخواهد رفت،انگار كه گويي چنين افرادي اصلا در جامعه وجود خارجي ندارند يا بعبارتي مرده به حساب مي آيند! و اينگونه است كه نخبه گرايي مترادف نخبه كشي خواهد شد.

+ نوشته شده در  جمعه 16 آذر1386ساعت 9:48  توسط سامان فيروزي  | 

استقلال دانشگاه

 

امروزه در بسياري از كشورهاي توسعه يافته دانشگاهها را حايز موقعيت شرايطي و حساسيت هاي خاص قلمداد ميكنند و اين حساسيت ها را  در جامعه مورد توجه قرار داده  به رسميت مي شناسند. در اين كشورها تلاش عموم بر آن است كه ناهنجاري ها و چالش هاي احتمالي پيش رو در محيط دانشگاه و با دستان خود دانشجويان مرتفع گردد، گرچه امور مربوط به دانشجو و دانشگاه اموري فوق قانون تلقي نمي گردد.

در اين جوامع دولت و نهادهاي برون دانشگاهي تنها در حد تامين نيازهاي دانشگاه  و كمك به ارتقاء پايه هاي علمي آن ها در مسايل دانشجويي دخالت مي كنند لذا محيط هاي آموزشي حايز استقلال ويژه بوده  با تفكيكي مشخص هيئت امنا و شوراهاي دانشجويي در اين حوزه صاحب راي و تصميم هستند. آنان از  تجارب گذشته خود دريافته اند كه دخالت هاي خارج دانشگاه نمي تواند آثار مثبتي بر جاي بگذارد.

مسئله تصميم گيري حكومت و جريانات سياسي از بيرون دانشگاه امري است كه در ايران نيز مسبوق به سابقه بوده و آزمون خود را پس داده است. در زمان ديكتاتوري پهلوي  كه از لحاظ  سازماندهي امكانات و اعتبارات توانايي انجام امور اينچنيني را داشت اين قبيل اعمال تجربه تلخي  از خود بر جاي گذاشت و رژيم ظرف چند دهه تلاش بي وقفه كه آخرين مرحله آن  ايجاد شاخه اي تحت عنوان شاخه دانشجويي در حزب حكومتي رستاخيز بود موفق به ايجاد پايگاهي براي خود در دانشگاهها نشد.نتيجه اين اعمال وقوع فاجعه 16 آذر و افزايش گرايش به     مبارزات مسلحانه در ميان قشر دانشجو بود.

لذا با در نظر گرفتن موارد فوق در مي يابيم كه امنيتي كردن فضاي دانشگاهها كه عده اي در پي انجام آن هستند و القائات رعب آور تحت عنوان فريبنده "مصلحت" و نيز سوء استفاده از ارزش ها بعنوان "ابزار" براي كنترل دانشجويان و به خدمت در آوردن عده اي از دانشجويان در راستاي اين اهداف حركتي مذموم و ومحكوم به شكست است.

 اگر خواهان رشد و باروري انديشه  هستيم مي بايست براي نقد اصالت و ارزش قائل باشيم. مسئولين دانشگاه ها بايستي متوجه باشند كه دانشگاه به مثابه وجدان جامعه است.  درصورت سركوب وحدان نفس اماره بر انسان مسلط ميشود. در جامعه نيز چنين است.

+ نوشته شده در  جمعه 16 آذر1386ساعت 9:47  توسط سامان فيروزي  | 

سال گذشته در تنها شماره ای که از نشریه جنبش منتشر شد مطلبی نوشتم تحت عنوان"مصباح در دانشگاه صنعتی شاهرود" و گفتم روند حاکم بر دانشگاههای کشور نشات گرفته از تفکرات مصباح یزدی است !

آن موقع بسیاری از دوستان نسبت به این مقاله انتقاد کردند و موضع منفی گرفتند و گفتند که این حرف نامربوط است !!!

 

حالا بخوانید: 

قول وزیرعلوم به مصباح ‌یزدی برای‌ تحولات گسترده در دانشگاهها

در آستانه 16 آذرماه روز دانشجو، «محمد مهدی زاهدی» وزیر علوم به همراه جمعی از مدیران این وزارتخانه به دیدار «محمدتقی مصباح‌یزدی» رفتند. مصباح‌یزدی كه از محوری‌ترین عناصر دوره اول انقلاب فرهنگی در دهه 60 بوده و از ادامه آن روند بشدت دفاع می‌كند، در این جلسه انتقاداتی را از وضعیت دانشگاهها بیان كرد كه در پاسخ، وزیر علوم وعده داد طبق برنامه‌ای پنج‌ساله فضای دانشگاهها كاملا متحول شود.

در این دیدار مصباح یزدی با قدردانی از عملکرد دو ساله وزارت علوم گفت: از همان آغاز کار ستاد ۶ نفره انقلاب فرهنگی، مقرر شد کتاب‌های معارف برای تدریس در دانشگاه‌ها را خود ستاد تهیه کند و استادش را حوزه تأمین نماید ولی درخصوص تربیت اساتید معارف هیچ تصمیمی گرفته نشد و نتیجه‌اش همین است که ما اکنون با کمبود ۵۰۰۰ استاد معارف در دانشگاه‌ها مواجه هستیم.

رییس موسسه آموزشی ـ پژوهشی امام خمینی با انتقاد از «عدم پیشرفت قابل توجه در خصوص اسلامی شدن دانشگاه‌ها»، گفت: در دوران گذشته در جلسات اسلامی شدن دانشگاه‌ها، حتی نامی هم از اسلام برده نمی‌شد تا جایی که مقام معظم رهبری از وزیر علوم وقت، اسلامی شدن دانشگاه‌ها را خواستار شدند ولی متأسفانه این امر محقق نشد.

وی با اشاره به پشتیبانی همه‌جانبه موسسه آموزشی ـ پژوهشی امام خمینی از اسلامی شدن دانشگاه‌ها گفت: وقتی دولتی بخواهد در خصوص اسلامی شدن دانشگاه‌ها گام بردارد به نظر می‌رسد که راه خیلی روشنی در پیش دارد؛ چنانچه ما در اولین دیدار با رییس جمهور دولت نهم آمادگی خود را در این خصوص به عنوان یک وظیفه شرعی اعلام کردیم و سعی می‌کنیم همه توان خود را در انجام این مهم و همکاری با دولت به کار گیریم.

مصباح یزدی همچنین در پایان به وزیر علوم توصیه کرد بار دیگر دوره‌های تربیت مدرسین دانشگاه‌ها در دانشگاه تربیت مدرس راه اندازی شود. وی در این زمینه اظهار داشت: سعی کنید یکی از کارهایتان انجام امور ماندگار باشد به عنوان مثال راه‌اندازی مجدد دوره‌های تربیت مدرسین دانشگاه‌ها در دانشگاه تربیت مدرس، می‌تواند یکی از این امور باشد.

همچنین در این دیدار زاهدی، وزیر علوم، با ارائه گزارشی از وضعیت فرهنگی در دانشگاه‌ها اظهار داشت: قبل از دولت نهم در دانشگاه‌ها بعضی از جریانات سیاسی فضایی را ایجاد کرده بودند که در آن صحبت از دین و معنویت در کنار تحصیل بسیار مشکل بود. فضای حاکم بر دانشگاهها نسبت به گذشته بسیار فرق کرده. فکر می‌کنم با برنامه‌ریزی‌های انجام گرفته در ۵ سال آینده به جایی برسیم که هنگام ورود به دانشگاه حس کنیم که به یک دانشگاه اسلامی قدم گذاشته‌ایم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 آذر1386ساعت 15:18  توسط سامان فيروزي  | 

از این به بعد اخبار انجمن اسلامی را می توانید در سایت انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی شاهرود دنبال کنید.

لینک وبسایت انجمن

لینک خبر تحصن دیروز

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 آبان1386ساعت 19:23  توسط پستو  | 

روزنامه اعتماد:

فعالان دانشجويي در شهرستان ها نيز با صدور بيانيه ها و برگزاري نشست هاي مختلف مخالفت خويش با فضاي حاکم بر دانشگاه ها را نشان مي دهند. آخرين انتقادها در بيانيه انجمن اسلامي منتخب دانشجويان دانشگاه شاهرود اعلام شده است. اين بيانيه در پي احضار «سيداشکان مدني»، «سامان فيروزي»، «سيده فهيمه ميرلوحي» و «جواد صفدري» چهار عضو شوراي متحصنين اين دانشگاه صادر شد. چهار دانشجوي فوق در پي تحصن دو روزه دانشجويان دانشگاه شاهرود به عنوان نمايندگان متحصنين تعيين شدند تا مطالبات آنها را به مسوولان منتقل کنند، ولي از سوي کميته انضباطي احضار شدند.به همين دليل انجمن اسلامي منتخب دانشجويان دانشگاه شاهرود بيانيه يي صادر کرد و ضمن انتقاد به رفتار انجام گرفته خواستار پايان دادن به دستگيري دانشجويان علامه، پلي تکنيک و چمران اهواز شد.

+ نوشته شده در  شنبه 19 آبان1386ساعت 15:58  توسط پستو  | 

خبرنامه امیرکبیر:

موج جدید احضارها به کمیته انضباطی در دانشگاه شاهرود

 

در حالی که متحصنین دانشگاه صنعتی شاهرود به تحصن ۲ روزه خویش به خواست مسئولان دانشگاه موقتا پایان دادند و با انتتخاب شورای منتخب متحصنین بر پی گیری خواسته های طبیعی شان در فضای آرام تاکید داشتند . مدیریت دانشگاه شاهرود به جای تلاش برای حل مشکل با استفاده از فضای آرام پیش آمده ، با اتخاذ شیوه مدیریتی سرکوب گسترده دانشجویان منتقد الگوی مدیریتی دانشگاه های علامه و امیرکبیر را سر لوحه کار خویش قرار داده و درصدد تکرار تجربه دانشگاه هایی نظیر امیرکبیر در دانشگاه شاهرود می باشد.

 دانشجویان دانشگاه شاهرود که در تحصن دو روزه و گسترده در این انشگاه به منحل شدن تشکل های دانشجویی انجمن اسلامی و شورای صنفی ، فشار بی سابقه و غیر قانونی بر نشریات دانشجویی و مهمتر از همه صدور احکام انضباطی ۲ ترم محرومیت از تحصیل با احتساب سنوات برای « علی قلی زاده » سخنگوی انجمن اسلامی این دانشگاه و ۱ ترم محرومیت از تحصیل با احتساب سنوات برای « فرخنده بختیار زاده » معترض بوند ، با احضار ۴ دانشجوی دیگر این دانشگاه به کمیته انضباطی روبرو گشتند.

 اعضای شورای منتخب متحصنین این دانشگاه به نام های « سید اشکان مدنی » ، « سامان فیروزی » ، «سیده فهیمه میرلوحی » و « جواد صفدری » در دور جدید احضار ها به کمیته انضباطی فراخوانده شدند تا دانشگاه اصرار خود به ایجاد تنش ودرگیری در راستای ایجاد فضای رعب و وحشت وتکصدایی در دانشگاه را به اثبات برساند و دانشجویان متوجه شوند خویشتنداری آنان در حفظ آرامش هم هیچ نتیجه ای نداشته است.

 دانشجویان دانشگاه شاهرود که نسبت به ایجاد فضای رعب و وحشت و تکصدایی در این دانشگاه معترضند اعلام کردند به اعتراضاتشان به صورت گسترده تر ادامه خواهند داد. برخورد با منتقدان قانونی در دانشگاه ها در حالی گسترش میابد که در هفته گذشته محمدیان ، نماینده رهبری در دانشگاه های کشور ، نسبت به سرکوب دانشجویان توسط مسئولان وزارت علوم هشدار داده و ایجاد فضای تکصدایی در دانشگاه ها را خیانت به نظام دانسته بود.

+ نوشته شده در  شنبه 19 آبان1386ساعت 15:57  توسط پستو  | 

بیانیه شماره ۲ انجمن اسلامی دانشگاه شاهرود در محکومیت بازداشت فعالین دانشجویی

 عدالت گستری و مهر ورزی برای دانشجویان دگراندیش معنایی جز بند ۲۰۹اوین,بازداشت,محرومیت از تحصیل,کمیته های انضباطی و توقیف نشریات دانشجویی نداشته است.آیا۱۹۲۵حکم صادره برای دو سال که ده درصد آن احکام منع موقت از تحصیل بوده(محرومیت دویست دانشجو از تحصیل)معنایی جز قلع و قمع منتقدان دارد؟

 هنوز چندی از احکام سنگین و غیر منصفانه برای سه اهورایی - مجید توکلی,احمد قصابان و احسان منصوری- نگذشته است که بار دیگر هجمه ای ناجوانمردانه برای حذف منتقدین از دانشگاه آغاز گشته است. بازداشت آرمان صداقتی، بهنام سپهرمند و مازیار سمیعی که در حمایت از دوستان پلی تکنیکی شان در دانشگاه علامه جمع شده بودند و در ادامه ی آن بازداشت دانشجویان پلی تکنیک همه نشان از طمع مستبدین به قصد خاموشی فریاد استغاثه خواهی دانشگاهیان است.

وحال در اقدامی دیگر شاهد آنیم که پا فراتر نهاده شد و علی عزیزی و علی نیکو نسبتی دو عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در منزل شخصی شان بازداشت میشوند اما جامعه ی دانشگاهی هوشیار است و هرگز در برابر این برخورد های حذفی بی تفاوت نخواهد بود آیا انحصار طلبانی که بی مهابا به دانشگاه و دانشجو می تازند هنوز به بی تاثیری سیاستهای اشتباهشان پی نبرده اند؟ آیا شاهد نیستند که با ادامه ی فشارها و برخوردهایشان وحدت و انسجام میان دانشجویان هر روز بیشتر از روز پیش می شود آیا اندیشیده اند که پلی تکنیک تنهاست؟نه هرگز آن روز را نخواهند دید دانشجویان علامه،تهران و دانشگاه های دیگر در سراسر کشور هرگز دوستان دربندشان را به فراموشی نمی سپارند و اجازه نخواهند داد این حرکات تندروانه خللی در ادامه ی حرکتشان به وجود بیاورد.

 انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی شاهرود ضمن محکوم کردن بازداشت اعضای دفتر تحکیم وحدت و همچنین دستگیری دانشجویان در دانشگاه های علامه، پلی تکنیک و چمران اهواز خواستار پایان دادن به این گونه اقدامات ناسنجیده و آزادی هر چه سریعتر همه ی دانشجویان در بند است و هم صدا با جمع کثیری از دانشجویان سراسر کشور احکام صادره برای سه دانشجوی اهورایی پلی تکنیک را ناعادلانه خوانده و اقدامات این چنینی را با قاطعیت محکوم می نماید.

+ نوشته شده در  شنبه 19 آبان1386ساعت 15:54  توسط پستو  | 

 

نشریات دانشجویی٬ محدودیت یا آزادی؟

در شرایطی که فضا بر فعالین دانشجویی روز به روز تنگ تر می گردد و مسئولین از هر اهرم فشاری برای ایجاد محدودیت استفاده می کنند،ناباورانه شاهد آن هستیم که عده ای با کتمان حقایق،آشکارا اعمال محدودیت بر نشریات دانشجویی را(که رفع آن از خواسته های متحصنین اول آبان بود) کذب و نادرست می خوانند.

از آنجا که تصمیم گیری در زمینه صدور مجوز برای نشریات دانشجویی بر عهده کمیته ای تحت عنوان "کمیته ناظر بر نشریات دانشگاهی" می باشد،بعنوان عضو دانشجویی این کمیته بیان برخی حقایق تلخ را برای تنویر افکار عمومی جامعه دانشجویی ضروری می دانم. پر واضح است که دانشجویان فهیم، خود به درستی صدق را از کذب و صادق را از مکذب تشخیص می دهند.

آنچه در زیر می آید تنها بخشی از نقض مفاد آیین نامه مربوط به نشریات توسط مسئولینی است که وجود محدودیت های فراقانونی بر نشریات دانشجویی را انکار می کنند:

1-علی رغم تصریح آیین نامه بر صدور مجوز انتشار نشریه ظرف مدت 15روز از درخواست[بند9-ماده2]و به رغم اصرار اعضای دانشجویی، مدت 5ماه است که در دانشگاه صنعتی شاهرود هیچ مجوزی برای متقاضیان انتشار نشریه صادر نگردیده است.

شایان ذکر است که از زمان روی کار آمدن معاونت دانشجویی جدید به عنوان رییس کمیته ناظر، هیچ درخواست مجوزی برای هیچ نشریه ای بررسی نشده است!

2-گرچه طبق آیین نامه هیچ مقام دولتی و غیر دولتی حق ندارد به کنترل محتوای نشریات مبادرت نماید[بند1- ماده3] در دانشگاه ما مدیران مسئول موظفند که نشریات خود را پیش از توزیع به مدیر امور فرهنگی(دبیر کمیته)تحویل دهند که این مساله با بند 11 ماده 2 نیز در تناقض است.

3-با اینکه بر اساس آیین نامه،پردیس های دانشگاهی و خوابگاهها در حکم محدوده دانشگاهی محسوب می شوند[تبصره5از بند1 ماده1] و توزیع نشریات طبق همان ماده در محدوده دانشگاه بلامانع است ، با این حال هر از گاهی مشاهده شده که از توزیع نشریات علی الخصوص در خوابگاه دختران ممانعت به عمل آمده است.

همچنین در روز ثبت نام دانشجویان جدید الورود از توزیع یکی از نشریات مستقل در صحن دانشگاه جلوگیری شده است.

4-در آیین نامه آمده است در صورتیکه صاحب امتیاز ظرف مدت یکسال از زمان صدور مجوز یا از تاریخ آنتشار آخرین شماره نشریه(پس از اخطار کتبی و مهلت یکماهه)اقدام به انتشار نشریه نکند مجوز صادره از اعتبار ساقط است.[بند12 – ماده2]

روند پیش گرفته شده در دانشگاه صنعتی شاهرود در این قبیل موارد،ابطال مجوز نشزیه بدون دادن مهلت یکماهه و عدم ابلاغ اخطار کتبی است که این منوال نقض آشکار آیین نامه است.

5-به رغم آنکه در آیین نامه هیچ بندی درباره لزوم "داشتن سابقه نشریاتی"برای صدور مجوزها لحاظ نگردیده است،و از سوی دیگر طبق همان آیین نامه تعیین و تصویب هرگونه شرایط و مقررات مغایر و محدودکننده علاوه بر مفاد آیین نامه، نظیر صدور مجوزهای مشروط یا موقت،ممنوع است متاسفانه مسئولین در صدد تصویب محدودیت هایی مبنی بر "لزوم داشتن سابقه نشریاتی"در صدور مجوزها بودند که خوشبختانه با هوشیاری نمایندگان دانشجویی کمیته ناظر تا کنون ناکام مانده است.

+ نوشته شده در  جمعه 18 آبان1386ساعت 10:29  توسط سامان فيروزي  | 

شکایت انجمن اسلامی شاهرود به دیوان عدالت اداری و کمیسیون اصل نود مجلس

 

انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی شاهرود نسبت به حکم غیرقانونی لغو مجوز این تشکل صادره از طرف وزارت علوم طی یک لایحه حقوقی با ذکر قریب ۱۰ ادله مستند، که هر کدام به تنهائی برای لغو حکم مذکور کافیست، به دیوان عدالت اداری شکایت کرد و خواستار لغو حکم غیر قانونی انحلال و صدور دستور موقت تعلیق حکم مذکور شد.

 

همچنین این انجمن در کمیسیون های اصل نود، امنیت ملی و آموزش مجلس نیز شکایات جداگانه ای را طرح کرده است. متن لایحه اعتراضی انجمن شاهرود به دیوان عدالت اداری به شرح زیر است:

 

دیوان محترم عدالت اداری، با سلام

 

احتراما: در خصوص حکم هیات نظارت مرکزی وزارت علوم و تحقیقات و فن آوری که در ابلاغیه ی ۷۰۵/ه ن/۱۱ مورخ ۲۵/۶/۸۶ صادر گشت، انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شاهرود ضمن اعتراض به حکم صادره، مراتب زیر را به استحضار می رساند.

 

مقدمه: در تاریخ ۲۷/۴/۸۶ هیات نظارت دانشگاه صنعتی شاهرود حکم به لغو مجوز انجمن اسلامی دانشجویان این دانشگاه داد. در پی اعتراض انجمن اسلامی به رای مذکور و ارجاع پرونده به هیات نظارت مرکزی ، در تاریخ ۲۵/۶/۸۶ حکم لغو مجوز انجمن اسلامی از سوی این مرجع نیز تایید گشت. حال برای جلوگیری از اطاله کلام بدین مختصر بسنده کرده و به شرح ادله ی اعتراض ذیلا پرداخته می شود:

 

۱. هیات نظارت مرکزی در حکم خود چنین آورده است: «خروج تشکل از یک اتحادیه و پیوستن آن به اتحادیه دیگر مصداق تغییر خط مشی تشکل محسوب می شود.» در واقع هیات نظارت مرکزی مدعی است که انجمن اسلامی دانشگاه شاهرود عضو طیف شیراز دفتر تحکیم وحدت بوده است و از آنجا که نشست اسفند ماه سال گذشته توسط طیف علامه برگزار شده چنین استنباط نموده که شورای مرکزی تغییر خط مشی داده است. حال آن که

یکم: بر طبق ماده ۴ اساسنامه، انجمن اسلامی شاهرود عضو دفتر تحکیم وحدت می باشد و باید با آن همکاری کند از این رو شرکت در نشست اسفند ماه دفتر تحکیم در راستای عمل به این ماده بوده است. ضمن این که نشست نیز با همین نام بوده است و به غیر از انجمن اسلامی شاهرود بیش از ۳۰ انجمن اسلامی دانشگاه های کشور در آن شرکت داشته اند.

 

دوم: کلیه ی طیف های موجود مربوط به دفتر تحکیم، در واقع و نفس الامر عضو اتحادیه ی انجمن های اسلامی دانشجویان دانشگاه های کشور (دفتر تحکیم وحدت)، می باشند و این بدان معناست که همه طیف ها اسلامی و عضو اتحادیه هستند و البته واضح است که دارای یک اساسنامه و مرامنامه می باشند و چنانچه تفاوتی باشد در شیوه ها و مسائل سطحی است نه در اصل و مبنا اهداف این اتحادیه. همچنین تاکنون هیچ نهاد مسئولی اعلام به غیرقانونی بودن هیچ کدام از طیف های موجود نکرده است. بنابراین مشخص نیست که هیات نظارت مرکزی چگونه طیف های موجود در دفتر تحکیم را دو اتحادیه دانسته در صورتی که اساسنامه و مرامنامه هر دوی آن ها یکی است!! هر چند دلیلی بر عضویت انجمن اسلامی شاهرود در طیف شیراز نیز ارائه نشده است و اساسنامه انجمن اسلامی شاهرود نیز مبین چنین ادعایی نیست.

 

سوم: توجه به این نکته مهم است که در سال ۸۵ تنها یک نشست سالانه با نام دفتر تحکیم در کشور برگزار شد که انجمن اسلامی شاهرود نیز بر طبق اساسنامه اش در آن شرکت کرد. مضافا این که نشست مذکور صرفا به انتخاب اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم پرداخت و هیچ موضع گیری با تدوین خط مشی نداشته است در ضمن در سه سال اخیر نیز طیف موسوم به شیراز هیچ نشستی را برگزاری نکرده است.

 

چهارم: بر طبق تبصره ۲ از ماده ۴ اساسنامه، انجمن اسلامی شاهرود ملزم به پیروی از همه مواضع دفتر تحکیم نمی باشد پس طبیعتا حضور در نشست دفتر تحکیم نمی تواند یه منزله ی تغییر خط مشی انجمن اسلامی شاهرود باشد.

 

۲. هیات نظارت مرکزی مدعی است که حضور در نشست دفتر تحکیم بر خلاف ماده ۹ و بند ب از ماده ۱۹ اساسنامه است حال آن که:

 

یکم: ماده ۹ مجمع عمومی را بالاترین مرجع تصمیم گیری دانسته است. در سال گذشته و از زمان شروع کار شورای مرکزی اساسا مجمع عمومی تشکیل نشده و در هیچ یک از مجمع عمومی های سال های گذشته نیز تصمیمی به حضور در طیف شیراز گرفته نشده است. معلوم نیست که شورای مرکزی انجمن شاهرود از این ماده چه تخلفی کرده است؟!

 

دوم‌: بر طبق بند ۷ از ماده ۲۸ اساسنامه «تدوین خطوط کلی و خط مشی انجمن و ابلاغ به واحد ها جهت اجرا» از اختیارات شورای مرکزی انجمن اسلامی است که این شورا هم مجوز حضور در نشست را داده است.

 

سوم: بند “ب” و “ج” از ماده ۲۴ اساسنامه شورای نظارت انجمن اسلامی را مرجع تفسیر و نظارت بر حسن اجرای اساسنامه دانسته است که شورای نظارت نیز در یکی از پاسخ های خود به انجمن حضور در نشست دفتر تحکیم را از اختیارات شورای مرکزی اعلام کرده است علاوه بر آن بر طبق بند “د” از ماده ۲۴ هرگونه تخلف از اساسنامه ابتدا باید توسط شورای نظارت به مجمع عمومی جهت اخذ تصمیم ارجاع داده شود و مجمع عمومی درباره ی نحوه ی پیگیری آن تصمیم بگیرد که چنین سیری نیز سپری نشده است.

 

چهارم: هیات نظارت دانشگاه شاهرود و هیات نظارت مرکزی مدعی اند که در این رابطه باید مجمع عمومی تصمیم می گرفت در صورتی که به چهار در خواست انجمن اسلامی شاهرود به هیات نظارت دانشگاه برای برگزاری مجمع عمومی این هیات یا جوابی نداده است !! یا با برگزاری آن مخالفت کرده است!! و در یک مورد هم بدون ذکر هیچ دلیلی بیان داشته که فقط باید گزارش عملکرد سالانه به مجمع عمومی داده شود که این نیز خلاف ماده ۱۹ اساسنامه و بند های “۴″ . “۵″ از ماده ۳ آیین نامه تشکل های اسلامی است.

 

پنجم: برگزاری مجمع عمومی بصورت فوق العاده بنا به ماده ۱۱ اساسنامه تنها به تشخیص و اختیار ۳ نفر از اعضای شورای مرکزی و یا ۵۰ نفر از اعضای عادی انجمن ممکن است حال آنکه تاکنون هیچ درخواستی برای برگزاری مجمع فوق العاده به مسئول واحد تشکیلات انجمن اسلامی داده نشده است بنابراین وظیفه شورای مرکزی این نیست که تشخیص مجمع عمومی فوق العاده ای را در برنامه بدهد بلکه اگر اعضا چنین تشخیصی بدهند باید واحد تشکیلات و روابط عمومی برای برگزاری آن بر طبق مواد ۱۶ و ۱۷ عمل کنند که همانطور که گفته شد هیچ درخواستی داده نشد بنابراین انجمن اسلامی از این ماده نیز تخلفی نکرده است.

 

اینک نظر به مراتب معروضه انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شاهرود:

 

۱. درخواست صدور دستور موقت بر تعلیق حکم را برای ادامه ی فعالیت های این تشکل را دارد.

 

۲. تقاضای رسیدگی و نقض مصوبه مورخ ۲۵/۶/۸۶ هیات نظارت مرکزی را مبنی بر لغو مجوز انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی شاهرود دارد.

 

با تشکر

انجمن اسلامی دانشجویان

دانشگاه صنعتی شاهرود

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 آبان1386ساعت 11:40  توسط پستو  | 

اعتماد:در امتحانی تقلب کنید، پوششی مخالف آیین نامه های دانشگاه داشته باشید، در تجمعی شرکت کنید یا با کسی درگیر شوید، مجبورید به کمیته انضباطی بروید و از خودتان دفاع کنید. وکیلی ندارید، خودتان باید از پس کار بربیایید.

شاید یکی از مشکلات دانشجویان در کمیته های انضباطی همین است که بدون اطلاع از آیین نامه ها و قوانین مجبورند از خودشان دفاع کنند و در نتیجه نمی توانند دفاع کاملی داشته باشند. هر چند گفته می شود آیین نامه انضباطی محرمانه نیست و دانشجو می تواند با مراجعه به کتابخانه یا معاونت دانشجویی آن را مطالعه کند اما در بسیاری از موارد یا دانشجویان از این مساله مطلع نیستند یا آیین نامه به آنها ارائه نمی شود یا در صورت ارائه به دلیل حقوقی بودن ادبیات آن توان استفاده از آیین نامه وجود ندارد و از سوی دیگر شیوه نامه هم که موارد جزیی تر در آن وجود دارد در اختیار دانشجویان گذاشته نمی شود.

البته درباره لزوم و نفس وجود کمیته های انضباطی بحث هایی وجود دارد که در اینجا فرصت بررسی آن نیست اما درباره رویه موجود هم مسائلی وجود دارد که برخی به دلیل مشکل آیین نامه یی و برخی هم به دلیل رعایت نکردن حداقل قوانین موجود در آن است.

از یک سو گفته می شود که این کمیته ها صلاحیت بررسی برخی جرائم، از جمله جرائم عمومی را ندارند و از سوی دیگر هرگونه دخالت در کار دادگاه ها را در مسائل درون دانشگاهی نفی می کنند.

متن آیین نامه انضباطی دانشجویان

شورای عالی انقلاب فرهنگی، پس از بازگشایی دانشگاه ها، با این عنوان که رسیدگی به تخلفات دانشجویی در داخل دانشگاه به نفع کشور و دانشگاهیان است، آیین نامه انضباطی دانشجویان را مصوب کرد. آخرین اصلاحیه آن هم در سال ۷۴ به دانشگاه ها ابلاغ شد.

این آیین نامه در دو قسمت کمیته انضباطی دانشگاه و کمیته انضباطی مرکز که در وزارت علوم است لازم الاجرا است و برای هر کدام از این مراجع اختیارات مشخص اما تفسیرپذیری تعیین کرده است. اختیارات کمیته انضباطی در حیطه رسیدگی به چهار نوع جرم است؛

الف- رسیدگی به جرائم عمومی دانشجویان (از قبیل تهدید، تطمیع، توهین، ضرب و جرح، جعل، سرقت، رشوه، اختلاس و قتل) که این دسته از جرائم از بحث برانگیزترین بخش های کار این کمیته ها است. کارشناسان حقوقی معتقدند که جرائم عمومی همچون جعل و سرقت و… باید در محکمه صالحه یی ثابت و پس از اثبات به آنها استناد شود که در کمیته همزمان اثبات و به آن استناد می شود.

ب- رسیدگی به تخلفات آموزشی و اداری (مانند تقلب در امتحان، فرستادن شخص دیگری به جای خود در امتحان یا شرکت به جای دیگری در امتحان). هر عملی از سوی اشخاص حقیقی یا حقوقی که موجب اخلال یا وقفه یا مزاحمت در اجرای برنامه های دانشگاه یا خوابگاه شود، در نهایت ایراد خسارت به اموال دانشگاه یا بیت المال.

ج- تخلفات سیاسی مانند دادن اطلاعات خلاف یا کتمان واقعیات عمده نسبت به خود یا گروهک های محارب یا مفسد یا افراد وابسته به آنها، عضویت در گروهک های محارب یا مفسد یا ملحد یا هواداری و انجام دادن هر عملی به نفع آنها، فعالیت و تبلیغ به نفع گروهک ها و مکاتب الحادی، توهین به شعائر اسلامی یا ملی و ارتکاب اعمالی ضد نظام جمهوری اسلامی (مانند شعارنویسی، پخش اعلامیه و…) ایجاد بلوا و آشوب در محیط دانشگاه.

د- تخلفات اخلاقی، استعمال مواد مخدر یا مداخله در خرید و فروش و توزیع اینگونه مواد، استفاده از نوارهای ویدئویی یا صوتی یا لوح های رایانه یی مستهجن یا مداخله در خرید و فروش، تکثیر و توزیع اینگونه وسایل، عدم رعایت پوشش اسلامی یا استفاده از پوشش یا آرایش مبتذل، استفاده یا توزیع یا تکثیر کتب، مجلات، عکس های مستهجن یا آلات لهو و لعب، عدم رعایت شئون دانشجویی، داشتن رابطه نامشروع، تشکیل یا شرکت در جلسات نامشروع و انجام عمل منافی عفت.

همان طور که دیده می شود جرائم ذکر شده در آیین نامه بسیار کلی و تفسیرپذیر است. مخصوصاً در قسمت جرائم سیاسی و اخلاقی با توجه به حساسیت مساله، کارشناسان معتقدند که حتماً باید مصادیق جرم به صورت جزیی مشخص شود تا اعمال سلیقه در آن ممکن نباشد.

به طور مثال چه کسی مصداق گروه الحادی را مشخص می کند یا دقیقاً چه جلساتی نامشروع تلقی می شوند. همین مسائل باعث می شود که برخی مدیران با تفسیر به رای این آیین نامه ها، اعمال سلیقه کنند.

یا در سایت یکی از واحدهای دانشگاه پیام نور، در ذیل بخش کمیته انضباطی آمده؛ «به منظور حفظ و صیانت از مقدسات اسلام، کلیه دانشجویان و پرسنل دانشگاه ملزم به رعایت هر یک از موارد زیر در محیط دانشگاه هستند.

- پوشش کامل مو با مقنعه ساده و بلند و عدم استفاده از زیورآلات و مواد آرایشی (برای خواهران)

- عدم استفاده از پیراهن آستین کوتاه و زننده و استفاده از شلوار ساده و کاملاً مناسب (برای برادران)

- عدم استفاده از پوشش های رنگی زننده

- استفاده از کفش ساده و…

جدای از اینکه تک تک این بندها تفسیرپذیر هستند (لباس کاملاً مناسب، رنگ زننده یا کفش ساده، مصادیق شان اصلاً مشخص نیست) مشخصاً جزء آیین نامه نیستند و امکان دارد در دانشگاه دیگری اصلاً اعمال نشود. تنبیهات قابل اعمال در کمیته انضباطی هم به دو دسته تقسیم می شود، دسته اول از احضار و اخطار شفاهی شروع شده در ۱۲ بند تا منع موقت از تحصیل تا مدت دو نیم سال تحصیلی با احتساب در سنوات گسترده می شود، می تواند توسط کمیته انضباطی دانشگاه اعمال شود.

دسته دوم تنبیهاتی است که تنها می تواند توسط کمیته مرکزی انضباطی اعمال شود. این تنبیهات شامل منع موقت از تحصیل تا چهار نیم سال تحصیلی ، تغییر محل تحصیل دانشجو، تبدیل دور تحصیلی دانشجو از روزانه به شبانه، اخراج دانشجو از دانشگاه با حفظ حق شرکت مجدد در آزمون ورودی، محرومیت از تحصیل در کلیه دانشگاه ها تا پنج سال است. مساله یی که درباره تنبیهات وجود دارد اول اینکه با توجه به اینکه در آیین نامه کمیته تصریح شده که هدف کمیته اصلاح و کاربرد شیوه های تربیتی است برخی فعالان دانشجویی معتقدند محکومیتی چون دو یا سه ترم یا تبعید دانشجو نمی تواند کارکرد تربیتی و اصلاحی داشته باشد. از طرف دیگر هم دست اعضای شورای انضباطی در اعمال تنبیهات بسیار باز است. به طور مثال برای یکی از بندهای اتهامی، شورا می تواند از بند یک تا ۱۱ را اعمال کند که می تواند برخوردها را بیش از حد سلیقه یی کند.

آیین نامه از کاغذ تا واقعیت

مانطور که در ابتدا هم گفته شد جدای از مباحثی که درباره فلسفه وجودی کمیته انضباطی وجود دارد، برخی فعالان دانشجویی معتقدند آیین نامه موجود هم به طور کامل اجرا و رعایت نمی شود.

این موارد مربوط به نحوه احضار، برخی جرم های سیاسی، برخوردهای غیرمسوولانه و گزارش های واصله است.

در مقدمه آیین نامه انضباطی ذکر شده که اکیداً نباید از کمیته انضباطی برای برخورد با اعتراضات دانشجویی استفاده کرد و برخوردها را باید به حداقل رساند. این در حالی است که اخیراً صدور احکام در این زمینه رواج پیدا کرده است. مساله دیگر صدور احکام به صورت غیابی برای دانشجویان است که دانشجو به رغم تصریح آیین نامه، احضار نشده و نمی تواند از خود دفاع کند و مستقیماً حکم را دریافت می کند. (ایسنا)

مساله دیگر به گزارش های واصله برمی گردد. طبق نص صریح آیین نامه رسیدگی به تخلفات سیاسی منوط به گزارش و تایید کتبی یکی از اشخاص حقوقی عضو در شورای انضباطی و در حضور هیات منصفه یی مرکب از یک عضو هیات علمی، یک دانشجو و یک کارمند به انتخاب شورای دانشگاه است، به عبارت دیگر غیر از اعضای شورای انضباطی، رسیدگی به اتهامات سیاسی دانشجویان با حضور هیات منصفه انجام می شود.

این در حالی است که برخی دانشجویان تعلیقی می گویند در دانشگاه آنان نه تنها هیات منصفه یی حضور نداشته، بلکه اعضای ثابت هم به طور کامل حضور نداشته و نماینده دانشجویان هم در کمیته از کارمندان دانشگاه بوده که در مقطع دکترا تحصیل می کند.

مساله بعدی تاکید آیین نامه بر پرهیز اعضای کمیته از تفتیش و تجسس در زندگی شخصی دانشجویان است. اما در برخی دانشگاه ها، دانشجویان به صورت تلفنی احضار شده یا احکام شان تلفنی به خانواده ها اعلام می شود در حالی که طبق روند قانونی در صورت لزوم باید احکام به صورت مکتوب به خانواده ها اعلام شود.

کمیته انضباطی؛ دیروز، امروز

همانطور که گفته شد، تفسیرپذیری آیین نامه ها باعث می شود به راحتی قوانین را تفسیر به رای و اعمال سلیقه کرد. همین مساله باعث می شود که با استفاده از یک آیین نامه خاص، برخوردهای بسیار متفاوتی صورت گیرد.کمی به گذشته برمی گردیم. سال ۸۳ مسوولان وزارت علوم اعلام کردند که سال ۸۲ از میان ۱۸۰ نفر مورد متخلف که به کمیته انضباطی احضار شدند، برای ۹۲ نفر حکم صادر شده و از این میان ۴۰ درصد جرائم آموزشی، ۲۵ تا ۳۰ درصد اخلاقی و ۳۰ تا ۳۵ درصد جرائم عمومی بوده اند. در ادامه همین گزارش آمده است که در جریانات مردادماه ۸۲ ، ۱۲۰ حکم بدوی داده شده که پس از وصول اعتراض به ۲۴ مورد تقلیل یافته و سنگین ترین حکم هم دو ترم تعلیق بوده که بعدها به حالت تعلیق درآمده. (ایسنا ۲/۸۳)

در همان دوره نمایندگان مجلس به خاطر این نوع برخورد با دانشجویان، با امضای اعضای هیات رئیسه مجلس و بیش از ۱۲۵ نفر از نمایندگان به دولت تذکری رسمی دادند.

در روزهای پایانی سال ۸۵، معاون دانشجویی وزارت علوم اعلام کرد احکام کمیته های انضباطی ۵۰ درصد کاهش یافته است. تقریباً چهارماه بعد از این تاریخ اعلام شدکه احکام انضباطی نسبت به دو سال گذشته ۱۰ درصد کاهش داشته است. به راحتی از این اختلاف می شود فهمید که این تفاوت ۴۰ درصدی کاهش صدور احکام مربوط به ۵ ماه است. یعنی از اوایل خرداد که اعتراضات دانشجویی شروع می شود تا پایان تابستان که احکام انضباطی عموماً در این فصل صادر می شود. اما افزایش تعداد احکام نسبت به گذشته نیز، تفاوت معناداری دارد. تعداد احکام صادره برای این دو سال ۱۹۲۵مورد اعلام شد، که ۱۰ درصد آن احکام منع موقت از تحصیل بوده است، یعنی تقریباً ۲۰۰ دانشجو در این مدت از تحصیل محروم شده اند.

اما مشکل اساسی که دانشجویان با آن دست و پنجه نرم می کنند، نبود مرجع رسیدگی کننده به شکایات است. از یک سو بیشتر اعتراضات در کمیته تجدیدنظر نتیجه یی نداده و برخی هم که به دیوان عدالت شکایت می کنند، به رغم صدور رای مثبت دیوان، دانشگاه از تمکین به آن خودداری می کند.

کمیته انضباطی از پایین

شاید برخوردهای نسبتاً تند کمیته انضباطی و عدم توجه به پیشنهاد اصلاح آیین نامه کمیته است که دانشجویان را به فکر تاسیس کمیته انضباطی از پایین انداخته است. این طرح با عنوان تاسیس کمیته دانشجویی نظارت بر مدیریت دانشگاه نام گذاری و به صورت اینترنتی پیشنهاد و پیگیری می شود.

دانشجویان هدف از تشکیل این کمیته را نظارت حقوقی بر فعالیت ها، تصمیم گیری ها، برنامه ریزی ها و اجراییاتی می دانند که در چارچوب مدیریت دانشگاه انجام می شود. به عبارت دیگر کمیته با محور قرار دادن «حقوق صنفی دانشجویی» به پیگیری، بررسی و حقیقت یابی در مورد مسائل می پردازد. در متن این طرح آمده است؛ «از آنجایی که نظام مدیریتی در دانشگاه ها، تقریباً کاملاً «از بالا» و به صورت انتصابی است و در فرآیند تصمیم گیری و اجرای برنامه ها در دانشگاه، دانشجویان نقش «رسمی» ندارند، لذا کمیته در نظر دارد با تدوین چارچوبی حقوقی، دموکراتیک و غیررسمی، بستری را فراهم آورد که بتوان از جایگاه دانشجو به مسائل نگریسته، اظهارنظر کرده و در راستای حقوق دانشجو دست به اقدام زند.»

همچنین با ذکر اشکالی از کار در مورد تدوین آیین نامه این کمیته گفته شده؛ «برای تدوین این حقوق و امکان ایجاد تعامل میان صاحبان (حقوق و دیگران) لازم است آیین نامه یی حقوقی و مقدماتی برای آغاز کار تنظیم شود. کمیته وظیفه تدوین این آیین نامه را برعهده بخش «حقوقی- قضایی» خود می داند. در این آیین نامه باید به تمام مسائل دانشجویی که در دانشگاه مصداق پیدا می کند پرداخته شود.» بررسی سایر مسائل حقوقی با توجه به میثاق های معتبر جهانی میسر است. آیین نامه حقوقی کمیته قابل تغییر بوده و چگونگی این تغییر در بخش ساختار مدیریتی کمیته ذکر می شود. در ادامه به صورت مختصر درباره شیوه اجرای احکام و ترویج رسانه یی صحبت شده است.اکنون برخی فعالان دانشجویی امیدوارند با تشکیل و فعالیت این کمیته، مسوولان وزارت علوم و شورای عالی انقلاب فرهنگی به الزامی درباره تغییر یا اصلاح آیین نامه انضباطی دانشجویان برسند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 آبان1386ساعت 20:39  توسط پستو  | 

سامان صفرزایی- نسریه دانشجویی دگرباش

 

سقوط آزاد

 

در فراخوانی که برای تجمع اول آبان ماه در دانشگاه صنعتی شاهرود ابلاغ شد،دانشجويان معترض مطالبات خود را به چهار دسته تقسيم كردند كه نخستين  خواسته ي آن فهرست به لغو حكم صادره عليه علي قلي زاده -مبني بر يكسال از محروميت ازتحصيل- اشاره داشت.. از آنجا كه اصلي ترين دليل نگارنده ي براي حضور در آن تحصن همين بند از فراخوان بود ليك در اين نوشته بر آن خواهم بود كه ابعاد و نتايج چنين حكمي را برشمارم.

چنين حكم اسف باري از چند زاويه قابل نقد است و در پس اين نقد دلايل محكمي خواهيم يافت براي اينكه براي لغو آن بخش زيادي از نيروي خود را به كار گيريم و از مسئولان دانشگاه بخواهيم كه اين حكم را مورد تجديد نظر جدي قرار دهند.

 در نگاه اول شايد بسياري از ما با خويش بگوييم كه تعليق حكمي است منحصر به يك دانشجو و او هزينه ي فعاليت هايي را مي پردازد كه خويش از نتايج آن اگاه بوده است پس حال كه خطري متوجه ما نيست او را بگذاريم و بگذريم. اما به باور من قضيه بدين سادگي نخواهد بود. تلاش براي لغو حكم علي در درجه ي اول به خاطر خطري است كه با اجرايي شدن آن امنيت تحصيلي ديگر دانشجويان به صورتی هولناک تهديد خواهد شد. در حقيقت فتح بابي خواهد بود براي آنكه دانشجويايي كه از آنان رفتار مطلوب و مورد طبع سياس هاي دانشگاه سر نمي زند تيغ برنده ي تعليق و محروميت از تحصيل را با تمام وجود در بالای سر احساس كنند و زين پس تنها كرداري را در پيش گيرند كه مسئولان به آن امر مي كنند. در واقع چنين رويكردي در بلند مدت اثرات بسيار مخربي بر جاي خواهد گذاشت. تجربه نشان داده است كه از قضا مسئولان در شرايطي كه احساس كنند دانشجويان مضطرب از تنبيه هاي احتمالي مي باشند و مراقب رفتار خود هستند تصميم مي گيرند تا با استفاده از اين اهرم فشار روز به روز دامنه ي محدوديت هاي خود را گسترش دهند. شعاع خطوط قرمز زياد و زياد تر خواهد شد و ترس و واهمه ي دانشجويان سرعت غريبي به خود خواهد گرفت. شك نكنيد كه اگر امروز حكم تعليق نتيجه ي انتقاد از سياست هاي بنيادين دانشگاه است فردا روز چنين تنبيهي متوجه كنش هاي بسيار ساده تري خواهد شد. سيري پله اي طي خواهد شد. فردا روز دانشجويان به دليل فعاليت هاي صنفي از تحصيل باز خواهند ماند. در پي آن روابط فردي مورد تفتيش قرار خواهد گرفت و آنان كه دلي در گروي كسي داشته باشند به امر بنيادگرايان محروم از تحصيل مي شوند و معلق در زمين و هوا. روندي كه شايد منجر به آن شود كه در روزگاري نه چندان دور حتي پسران و دختران به خاطر پوشش خود در دام اين مجازات اسف بار بيفتند و آِينده ي تحصيل خود را در خطر ببنيد. حكمي به غايت شوم كه اگر امروز در برابر آن سر خم كنيم دير يا زود به دلايلي بسيار پيش پا افتاده گريبان گير بخشي از دانشجويان خواهد شد كه به هر طريقي به خواسته هاي دانشگاه دهن كجي مي كنند. حال اين دهن كجي ممكن است مقاله اي سياسي باشد، اعتراضي صنفي و خودماني باشد و يا آنكه بر تن كردن لباسي مغاير با خواسته هاي سياه پوشان باشد.

در واقع حكايت ما اگر از كنار اين حكم به سادگي بگذاريم حكايت دل نشيني نخواهد بود. براي توجيه خويش مي گوييم كه پيكان چنين حكمي متوجه فردي و مردي ديگر است پس مااز براي چه  امروز شادي و آرامش خود را به خاطر ديگري به خطر اندازيم. ما كه راه خود را مي رويم و اين راه سبز و بي فراز و نشيب است. تصوري كه تصور مي كنم خام است و سرشار از اشتباه.چنين ديدگاهي در صورت دل انگيز اما در سيرت بسيار خطرناك است. اگر چنين تفكري در مكاني چون دانشگاه جا بيفتد عواقب بسيار اسف باري به بار خواهد آورد. نگاهي كه تعبير عيني كابوس سقوط زاد است. چنين تفكري مصداق انساني است كه از برجي در حال سقوط است اما در هنگام سقوط براي دلگرم نمودن خويش مدام زمزمه مي كند : " تا اينجا كه بد نبوده است." او حق دارد .  همه چيز مطابق ميل است و اوضاع به كام. تراژدي زماني رخ خواهد داد كه او مست از آرامش سقوط ناگاه به زمين برخورد خواهد كرد. برخوردي با شدتی باور ناکردنی كه بي شك هشياري را به بار خواهد آورد. لكن در پس آن هشياري استخوان ها همه خرد و فشرده شده اند و ديگر رمقي براي برخواستن باقي نخواهد ماند. ما نيز مي توانيم مدهوش كيف و كوك سقوط شويم. مي توانيم به روي خود نياوريم كه در حال سقوط هستيم. اما شما را بخدا، شما را به خدا از ياد مبريد كه لحظه ي نقش بر زمين شدن نيز در كار است. لحظه اي كه به خود مي آييم و در مي ياببيم همه چيز از دست رفته است. آنجا كه براي كوچكترين تخطي از دستورات والا مقامان و عاليجنبان پايمان به كميته هاي انضباطي باز خواهد شد. آنجا كه معلق شدن از تحصيل حكمي خواهد شد عمومي براي همه ي آناني كه دستي از پا خطا كرده اند.

هم كلاسي هاي عزيز قرار است پيش از اين سقوط آزاد دست خود را از جايي بگيريم. گرفتن دستان آنان كه مشمول حكم تعليق شده اند اولين قدم براي قرار نگرفتن در اين سراشيبي تند و تيز خواهد بود. بد نيست او را تنها نگذاريم چرا كه هم انسانيت را پاس داشته ايم و حكمي غيرمتعارف را ملغي كرده ايم و هم كاري كرده ايم كه به مثابه ي مقاومت در برابر باز شدن دروازه اي شوم است كه در صورت گشوده شدن تمام ما را به درون قلعه اي پر التهاب هدايت خواهد نمود. قلعه اي زندان گونه كه فرار از آن به سادگي ممكن نخواهد بود.

این یادداشت را با شعری از آن مرد اهل "نور" به پایان می برم:

"آی آدم ها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید

یک نفر در آب دارد می سپارد جان

یک نفر دارد که دست و پای دایم می زند

روی این دریای تند و تیز و سنگین که می دانید"

آیا برای نجات او تنی به آب خواهیم زد و یا در زیر آفتاب گرم و آرام ساحل  مسخ می شویم و غرق شدنش را به تماشا خواهیم نشست؟

+ نوشته شده در  یکشنبه 13 آبان1386ساعت 16:24  توسط پستو  | 

انجمن های اسلامی دانشجویان ۳۰ دانشگاه کشور در محکومیت صدور احکام ناعادلانه برای سه دانشجوی شکنجه شده دانشگاه امیرکبیر و بازداشت مجدد دانشجویان در هفته گذشته، بیانیه مشترکی صادر کردند. متن این بیانیه به شرح زیر است:

دیر گاهی است بانگ عدالت خواهی از هر کران به گوش می رسد ولیکن چه بسیار فاصله است میان زنجیر های سرد و بی روح بند ۲۰۹ و شعار های فریبکارانه این داعیه داران مهر ورزی. چه بسیار است فاصله میان ادعای مهرورزی و برخوردهای صورت گرفته با معلمان، کارگران، فعالین حقوق بشر، زنان، روشنفکران، روزنامه نگاران، اساتید و دانشجویان.

نقل ها گفتند، شرح ها دادند از عدالت، مهر و آزادی. اما افسوس که برخی تأمل ناکرده چونان کودکانی نابالغ پذیرفتند هر آنچه که شنیدند. ایمان آوردند به دروغی به بزرگی همه تاریخ پردرد این مرز و بوم. چه نیکوست اگر اندکی تأمل کنیم، برای لحظه ای از خود بپرسیم، در گوش دوستانمان نجوا کنیم و بر بالای بلندی شهر فریاد زنیم: آخر بر کدامین گناه به مسلخ می برند یاران دبستانیمان را؟ این بزرگ مردان، این مقیمان موطن آزادگان!

تو! آری از تو می پرسم!!
بر کدامین جرم و در کدامین محکمه دوستانمان به سپری کردن روزهای خاکستری در پشت میله های کج فهمی و کور فکری ها محکوم شدند؟! آن هم آن هنگام که دولتمردان خاکستری پوش نهم، خود را منادی آزادی و عدالت می دانند. عدالت چه غریب و مهجور است، آن هنگام که بر زبان سیاسان بی اعتبار جاری می گردد.

آری! آزادی را در سلول های تنگ و نمور بند ۲۰۹ به مسلخ می برند و سر می برند. آن جا که یاران آزاداندیشمان مجید توکلی، احمد قصابان و احسان منصوری تنها و تنها به جرم انسانیت روزها از پی هم می گذرانند و شبها به صبح می رسانند و طعم تلخ و گس عدالت و آزادی این مدعیان کذاب را می چشند. و به نظاره می نشینند دستگیری آرمان صداقتی، بهنام سپهرمند، مازیار سمیعی و دوستان دانشجویمان در اهواز و دیگر دانشگاههای کشور را.

آری! با این گمان باطل به مسلخ می برند تا دیگر کسی از گسترش بیکاری و فقر در دوران خوش درآمدهای نفتی، از گسترش تبعیض و فساد در عصر شعار مبارزه با آن، از واگذار دریای خزر به روس ها و عقد قراداد ترکمانچای البته با ساز و دهل، از به زندان افکندن کارگر و معلم برای درخواست نان، از به مسلخ بردن روشنفکر، روزنامه نگار و نویسنده برای بیان حقیقت، از مجازات فعالین سیاسی و حقوق بشر به جرم دفاع از حق مردم، از زندانی شدن فعالین هویت طلب ترک و کرد برای طلب کردن حق خود و در نهایت از تعطیلی نهادهای مستقل دانشجویی، ستاره دار کردن دانشجویان و محرومیت از تدریس و تحصیل استاد و دانشجو در دوران مهرورزی دولت نهم، نگوید، ننویسد و اعتراضی نکند.

آیا هنگامه آن است که ایمان بیاوریم به آغازفصل سرد، فصلی به سرمای وجود خسته یک ملت؟! اکنون بیایید بمانیم و برای اندک مجالی پرده های زمخت تبلیغات و هیاهوی این نابخردان نااهل را بدریم. فریاد بر آوریم هر چند که گلوهایمان خشکیده، هر چند که بغض هایمان شکسته است. مگر ما چه جز غل و زنجیر استبداد برای از دست دادن در راه مبارزه داریم؟!

دوست در بندم! بدان که هرگز نخواهیم گذاشت حتی لحظه ای سایه شوم رخوت بر پیکر جنبش سایه افکند و حتی اندک زمانی بیرق پرافتخار مبارزه در راه حق و آزادی که تو جانانه بر دوش می کشی بر خاک مذلت این ظالمان مقدس مآب بیفتد.

در مقابل این خیانت به نام آزادی و عدالت ساکت نخواهیم نشست. چنان که در دانشگاه امیرکبیر، تهران و علامه در برابر حق کشی ها سکوت نکردیم و دانشگاه را به مرداب اقتدارگرایان بدل نمودیم و تا زمان پابرجاست قسم بر قلم که گره از مشت هایمان باز نخواهیم کرد.

انجمن های اسلامی دانشجویان دانشگاه های پلی تکنیک٬علامه طباطبایی٬صنعتی شریف٬ صنعتی شاهرود٬ صنعتی نوشیروانی آمل٬دانشگاه مازندران٬دانشگاه سیستان و بلوچستان٬دانشگاه شیراز و علوم پزشکی٬دانشگاه صنعتی شیراز٬دانشگاه فنی شهید باهنر شیراز٬دانشگاه فردوسی و علوم پزشکی مشهد٬دانشگاه خواجه نصیر٬دانشگاه اراک٬دانشگاه های اصفهان و علوم پزشکی٬دانشگاه شهرکرد٬ علوم پزشکی شهرکرد٬علوم پزشکی کرمانشاه٬شهید باهنر کرمان٬ بوعی سینا همدان٬دانشگاه ایلام٬دانشگاه زنجان٬سمنان٬تربیت معلم تهران٬شهید رجایی٬ارومیه٬علوم پایه دامغان٬سبزوار٬سهند تبریز٬لرستان٬امور اقتصادی

+ نوشته شده در  شنبه 12 آبان1386ساعت 8:38  توسط پستو  | 

سفر ایستگاه

قطار مى رود
تو مى روى
تمام ايستگاه مى رود
و من چقدر ساده ام
كه سال هاى سال
در انتظار تو
كنار اين قطار رفته ايستاده ام
و همچنان
به نرده هاى ايستگاه رفته
تكيه داده ام!

طرحی برای صلح

شهیدی که بر خاک می خفت

سرانگشت در خون خود می زد و می نوشت

دو سه حرف بر سنگ:

" به امید پیروزی واقعی

نه در جنگ ،

که بر جنگ"

+ نوشته شده در  پنجشنبه 10 آبان1386ساعت 15:10  توسط سامان فيروزي  | 

نشریه دانشجویی دگرباش-سامان صفرزایی:

زمانی برای مستی اسبها

جامعه ی ایران در آستانه ی نهمین انتخابات ریاست جمهوری در سال ۱۳۸۴ بیش از هر زمانی خسته از سیاست های ضد و نقیض حاضران در قدرت و حاکمیت بود. خستگی به اندازه ای بود که جامعه ی چند شقه شده ی آن زمان بیش از هر زمانی طالب فرو رفتن به خوابی عمیق برای فرار از وضعیت فعلی گشته بود. عده ای با هوس خوابی رویا گونه،به لالایی پوپولیسم که بسیار دل انگیز و فرح بخش بود گوش فرا دادند و با خیالی خوش آرای خود را به سود آنکه سخن از سفره های هفت رنگ برای ایرانی جماعت می گفت به صندوق ها ریختند و خود به خواب فرو رفتند تا مگر هنگامی که از خواب بر می خیزند، رویاهایشان تعبیر شده باشد. عده ای دیگر اما آنچنان خسته و نومید بودند که حتی مجالی برای این نیافتند که برای انتخاب رئیس جمهور و ثمبل دیپلماتیک خود تصمیمی بگیرند. این چنین شد که آنها تحریمیان لقب گرفتند و به قدری از افت و خیزهای جماعت رفرمیست دلگیر و ملول بودند که آن ها را نیز دیگر برنتابیدند و آمدن مردی اصولگرا را به تماشا نشستند.

لیک جوامع انسانی مدت زیادی را قادر نیستند در کابوس و یا رویا سپری نمایند. قریب شش ماه پس از روی کار آمدن دولت نهم و با بروز سیاست هایی غریب در مسائل داخلی و خارجی ایران تلنگری محکم بر پیکره ی جامعه ی ایران فرود آمد و آنان دریافتند که شرایط به هیچ روی آنگونه که آنان پیش بینی و تصور می نمودند رقم نخورده است. لیک مشکل آنجا بود که اگرچه جامعه تا اندازه ای هوشیاری خود را به دست اورده بود اما واقعیت این بود که بسیاری از اعضا و جوارح آن پیکره ی انسانی به علت سکون بیش از حد کرخت و بی حس شده بودند و چندان توانایی تکان خوردن و حرکت موضعی را در خود نمی دیدند.

جنبش دانشجویی ایران یکی از مهمترین بخش های جامعه ی ایران بود که پس از تراژدی- و یا شکوه - سوم تیر به علت سستی بیش از حد گرفتار نوعی حالت مسخ گونه گردید. آنها که ده سال اخیر تاریخ معاصر ایران را به نظاره نشسته بودند به هیچ روی نمی توانستند باور کنند جنبشی که در بازه ی ۸۰-۱۳۷۶ به شکلی باورنکردنی جامعه را برای حرکت در مسیر دموکراسی یاری می ساخت، اینچنین تاثیر خود بر جامعه و حتی جنبش دانشجویی را از دست بدهد و در مسیر انفعال گام بردارد. انفعالی که بیش از هرچیز متاثر از فضای سرد درون دانشگاهی بود. آنجا که دانشجویان دیگر رغبت نداشتند تا به سخنان هم کلاسی ها معترض خود گوش فرا دهند و دست یاری به سویشان دراز کند. دو سال تحصیلی اخیر شاید دردناک ترین سالهایی بود که جامعه ی دانشجویی ایران به چشم می دید. دانشجویان تصمیم گرفته بودند تا دانشگاه و مدرسه را مثل و مانند هم بدانند. همچنان که اصولگرایان از آنان انتظار داشتند. دانشجویانی که تنها باید دانش های تجربی بیاموزند و کاری با آنچه - به زعم آنان- به کارشان نمی آید نداشته باشند. مهندسی بخوانند و سرشان به محاسبات گرم باشد. پزشکی بخوانند و در آناتومی انسان غوطه ور شوند. حقوق بخوانند و به قوانین معترض نباشند. حسابداری بخوانند و کاری با حساب و کتاب این مرز و بوم نداشت باشند. علوم سیاسی و روابط بین الملل بخوانند اما نه با سیاست های بنیادگرایانه خصمی داشته باشند و نه روابط ایران با ملل برایشان دغدغه باشد.

همه چیز دست به دست هم داده بود تا اصول گرایان شادمان از موضع گیری اکثریت قریب به اتفاق دانشجویان به برانداختن خانمان آن اقلیت معترض بپردازند. انجمن های اسلامی یکی پس از دیگری یا منحل می شدند و یا تخریب، هفته ای چند دانشجو به دیدار اعضای کمیته های انضباطی می رفتند تا پیرامون رفتار خود توضیح دهند، معترضین یا برای چند ترم از تحصیل محروم می شدند و یا اگر حسابشان سنگین شده بود ستاره ای می گرفتند و از تحصیل در کارشناسی ارشد باز می ماندند. در این مهلکه گویی اکثریت دانشجویان را اما گویی کاری نبود با اقلیت. آنها اعتنایی به هم شاگردی های خود نداشتند و سرود یار دبستانی هیچ کس را به هیجان وا نمی داشت. اگرچه عملکرد نهادهای دانشجویی و مباحثات آنان و نحوه ی یارگیری و جذب دانشجویان در این دو سال دارای مشکلاتی بود و به خودی خود در عدم همراهی دانشجویان بسیار موثر بود که محتاج آسیب شناسی دقیق است و خارج از بحث این یادداشت. به هر روی هرچه بود جدایی دانشجو از دانشجو بود. جدایی که تلخ بود اما محافظه کاران را بس دلگرم می ساخت و امیدوار به در مشت گرفتن بیش از پیش حرکت های دانشجویان پارسی.

باری آمدن ماه مهر گویی مهر پایانی بود بر تمام آن رخوت و تنهایی. آنچه در یک ماه گذشته در دانشگاه های ایران رخ داده است گویی تولدی دیگر را برای جنبش دانشجویی رقم زده است و خبر از این می دهد که دانشگاه ها آبستن حوادثی نو و بکر می باشند. هم به صورت غریزی و هم با اتکا به شواهد می توان حس کرد که دانشجویان خستگی خود را در کرده اند و اماده اند تا دفتر جنبش دانشجویی را ورق بزنند و صفحات جدید آن را با خطی خوش بنویسند.

از شواهد عینی سخن گفتم و اصلی ترین آن دست هایی بود که دوشنبه و سه شنبه ی هفته ای که گذشت در دانشگاه صنعتی شاهرود گرفتیم و ما که بخشی از اکثریت دانشگاه بودیم دستان ان اقلیت که چوب اعتراض های چند سال گذشته ی خود را می خوردند را گرفتیم و به حمایت از آنان برخواستیم. آنجا که قلب هایمان تند میزد و این بارهنگامی که سرود یار دبستانی را شنیدیم، به مزاجمان سازگار آمد و چندین و چند بار آن را سرودیم. گویی دیگر برایمان تحملش دشوار شده بود که هم کلاسی هایمان از تحصیل محروم شوند و ما با خیالی آسوده و خاطری آرام به تحصیل بنشینیم. شاید خیلی از ما نمی دانستیم آن دو تنی که از تحصیل محروم شده اند چه فعالیت هایی کرده اند و چه سخن هایی گفته اند . برایمان مهم نبود. مهم این بود که دیگر طاقت نداشتیم که نا جوانمردانه ترین نوع مجازات - محرومیت از تحصیل- را در حق هم سن و سال هایمان روا دانیم. اینکه در و تخته ی تمام روزنامه ها و گاه نامه های سیاسی و اجتماعی بسته شود به مذاقمان بیش از این خوش نیامد. آخر ما هم دوست داشتیم دانشگاهمان نشریه داشته باشد. حرف دلمان را بزنیم. نقد کنیم. مقاله بنویسیم و خواسته های صنفی مان را روی کاغذ مطرح سازیم.

اجازه دهید صادقانه سخن بگویم. یک شنبه شب که فراخوانی اعتراض به حکم تعلیق یکی از دانشحویان مکانیک را دیدم اندکی در دلم به خوش خیالی فراخوانان خندیدم. تصور من بر این بود که جماعتی ده بیست نفری - همان اقلیت معترض- گرد هم آِیند و آرام پلاکاردی در دست گیرند و دلسرد به نگاه دانشجویان رهگذر خیره شوند و پس از ساعتی در اوج یاس و استیصال، نومید از تغییر احکامشان به گرد هم آیی خویش پایان دهند و به سرنوشت محتوم و غمبار تحصیلی خود بیندیشند. بگذارید باز هم صادقانه بگویم هنوز باورم نیست آنچه در هفته ی گذشته به چشم دیدم. باورم نیست که در باران پاییزی آن همه هم کلاسی دست های یکدیگر را گرفتند تا نشان دهند که موعد با هم بودن فرا رسیده است. موعدی که مرا بیش از هر چیزی به یاد عنوان آن شاهکار بهمن قبادی می اندازد: ” زمانی برای مستی اسب ها”

بدین سان احوالات من دگرگون شد. حتی تحلیل هایم دگرگون شد. احساس می کنم برخی معادلات اجتماعی در این مرز و بوم در حال تغییر است که بی شک اثر خود را بر روی تحولات سیاسی ایران زمین خواهد گذاشت. نمونه ی مبرهنش را روزی می دانم که دانشجویان دانشگاه صنعتی شاهرود همصدا شده بودند و سرود های مقدسی می خواندند. باورم نمی شود که این ما بودیم. دانشگاهی که هرگز به آن صورت صدایی نداشت و همواره در حاشیه بود. قبول بفرمایید که سخت است باور کنم که ما نیز به متن امده ایم. اینکه ما قرار است یک موج نو باشیم . کار ما سیاست ورزی و تندروی نبود و نخواهد بود. ما آمده بودیم تا از حق سخن بگوییم. نیامده بودیم انگشت در چشم مسئولان دانشگاه فرو کنیم چرا که تعامل با آنان بی شک از الویت های تمام حاضران در آن جمع بود. ما تنها گرد آمدیم تا خاطرنشان سازیم که “ما می مانیم”. آمده بودیم تا در ظهری پاییزی بر روی آسفالت بنشینیم و مقوایی سفید رنگ را با تمام زورمان بالا نگاه داریم که بر روی آن نوشته شده بود: “دانشگاه زنده است”

+ نوشته شده در  دوشنبه 7 آبان1386ساعت 19:55  توسط پستو  |